(استاد صفایی حائری)
بازدیدهای دیروز سایت : نفر
كل بازدیدهای سایت : نفر
بازدید این ماه سایت : نفر
تعداد نویسندگان سایت : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
آیا دین به عنوان یك اعتقاد، بیش از آنكه راهگشای ما باشد، دست و پای ما را نبسته است؟
فرض کنید می خواهید سوار تاكسی شوید، چون شب گذشته فیلم سینمائی مورد علاقه تان ساعت 1 بامداد از شبكه نشاط و طراوت سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شده است، دیرتر از خواب بیدار شده اید و باید عجله كنید تا به موقع سر كار برسید.
یک نفر زود تر از شما منتظر تاکسی ایستاده است ولی چون عجله دارید وانمود می کنید او را ندیده و سوار تاکسی می شوید. چند متر جلوتر هر سه مسافری که قبل از شما سوار تاکسی بوده اند از تاکسی پیاده می شوند و در نتیجه راننده تاکسی به جای اینکه سریع به سمت مقصد براند، بوق بوق کنان در حال صید مسافر است.
با خودتان در حال کشمکش هستید که کار درستی کرده اید یا نه، که به میدان آلفا می رسید. از آنجا باید دومرتبه سوار تاکسی شوید تا به میدان بتا برسید...
ادامه مطلب
لطفن این مطلب را تا آخر بخوانید....
حدیثی از امام حسین که در فیس بوک و اینترنت نقل میشود: "ما از تبار قریش هستیم و هواخواهان ما عرب و دشمنان ما ایرانیها هستند هر عربی از هر ایرانی بهتر و هر ایرانی از دشمنان ما هم بدتر است و..."

توی فیس بوک که سیر میکنی، نمونههای فراوانی را میبینی که این روزها به نام حدیث و روایت نقل میشوند تا نشان بدهند اسلام، مکتب خرافی و دین عربهاست.
نمونه زیر، مشتی از خروارهاست که این روزها با ایمیل و اس اماس دست به دست میشود؛ و در این روزگار ما چه بسیارند ذهنهای شکاک و پر تردید درباره دینداری و دلهای فراری از دین که دل به این روایات فیس بوکی میبندند.
از مدتی پیش حدیثی از امام حسین(علیه السلام) در صفحات فیس بوک نقل میشود که مثلاً متن حدیث را هم برای مستند و متقن بودنش، اسکن کردهاند تا به شما بگویند مو، لای درز کارشان نمیرود.
نوشتهاند: " ما از تبار قریش هستیم و هواخواهان ما عرب و دشمنان ما ایرانیها هستند. روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر و بالاتر و هر ایرانی از دشمنان ما هم بدتر است. ایرانی هارا باید دستگیر کرد و به مدینه آورد، زنانشان را بفروش رسانید و مردانشان را به بردگی و غلامی اعراب گماشت."
حسین بن علی، امام سوم شیعیان، سفینه البحار و مدینه الاحکام و الاثار، نوشته حاج شیخ عباس قمی، صفحه 164. "
***********
نکاتی خیلی ساده درباره ظاهر حدیث
1- کتاب عربی "سفینة البحار" احادیث انتخاب شده از بحارالانوار است که توسط مرحوم محدث قمی جمع آوری شده است. صفحه 164 کتاب مربوط به توضیح لفظ "العجم" است. بگذریم که در این قسمت کتاب روایتی از امام حسین (علیهالسلام) وجود ندارد.
داخل متن عربی کتاب آمده است: "قال سمعت اباعبدالله" . یعنی " گفت شنیدم از اباعبدالله "، کسانی که اندک آشنایی با روایات داشته باشد، میدانند که مراد از «اباعبدالله» در روایات به صورت مطلق، امام صادق(علیه السلام) است، نه امام حسین(علیه السلام). پس اول اینکه این حدیث از امام حسین (علیه السلام) نیست، اما زیر متن نقل شده در فیس بوک، با فونت نزدیک به متن نوشتهاند: "حسین ابن علی، امام سوم شیعیان".
ادامه مطلب
طبقه بندی: عمومی،
برچسب ها: حدیث، فیس بوک، اسلام، تشیع، علم رجال، عرب، عجم،
دلم تنگ است.
رمضان را چند مانده و هنوز معرفت را خبری نیست
خدایا... آخر تا کی ما را توفیق آتش هجرانت نخواهد بود
خدایا... خواهم بسوزم
خواهم آرامشی یابم که خاتمه اش نباشد هیچ
یا رب مددی رسان که سخت درمانده ام و هیچ راه نیست.
رمضان را چند مانده...
اما هنوز خوابم می آید.
قرآنم کو...
معنا نمی خواهم... فقط می خواهم بخوانم حتی اگر لا ادری بخوانم...
خدایا حالم ابریست اما غبار گرفته چشمانم و شوق باریدنم گم است.
یاری رسان که سخت درمانده ام.
ابوالحسن بنی صدر، رئیس جمهور مخلوع ایران، در مصاحبه ای اذعان کرد که برخورد رهبر معظم انقلاب با جریان فتنه همانند رفتار امام خمینی(ره) با او و حامیانش(که مجاهدین خلق اصلی ترین آنها بودند) بوده است.
وی در گفت وگو با دویچه وله گفت که آقای خامنه ای در خرداد ۸۸ عین حرفهای آقای خمینی
در خرداد ۶۰ را زد.
وی البته ادعا کرد که سخنان امام راحل در خرداد ۶۰ علیه حامیان بنی صدر که اغلب مجاهدین
خلق و توده ای ها بودند، خشونت آمیز بوده و "همین حرفها را آقای خامنهای به بیان دیگر در
خرداد ۸۸ زده است."
گفتنی امام راحل در ۲۰ خرداد ۱۳۶۰ بنیصدر را از فرماندهی کل نیروهای مسلح عزل کرد، با
این حال سه روز بعد طی یک سخنرانی خطاب به وی عنوان کردند: حالا هم دیر نشده... آن
آقا هم بروند عذرخواهى کنند از ملت؛ بگویند ملتى که به من رأى داد من مطابق رأى آنها
عمل نکردم؛ از حالا به بعد مىکنم. ... الآن هم من نصیحت مىکنم... آقاى رئیس جمهور
را، ... که آقا شماها دست بردارید از این سنگاندازى جلوى چرخ اسلام، دست بردارید از
این تضعیف مجلس و تضعیف روحانیت و تضعیف ملت و تضعیف روحیه ملت و تضعیف روحیه
ارتش.
بنی صدر هرگز ابراز پشیمانی نکرد تا اینکه سرانجام در تاریخ ۱ تیر ۱۳۶۰ و در پی اعلام
نظر مجلس ـ که طی روزهای ۳۰ و ۳۱ خرداد که بر عدم کفایت سیاسی رئیسجمهور
رأی داده بودند ـ امام، بنیصدر را از سمت ریاست جمهوری عزل کردند.
با وجود امام راحل بار دیگر بنیصدر را توصیه کرد که توبه کند و مبادا در دام گروههای
خارج از کشور بیفتد زیرا به نفع او نیست.
نسخه ملایم همین توصیه ها را رهبر معظم انقلاب در ۲۹ خرداد ۸۸ به سران جریان
فتنه کرد و از آنان خواست که به رای مردم و قانون احترام بگذارند و از آشوب طلبی
پرهیز کنند که عاقبت این راه خطرناک است اما آنان همانند بنی صدر به این توصیه های
دلسوازنه گوش نکردند.
آقا سید محمد، صاحب مفاتیح الاصول و مناهل الفقه، از خط علامه حلی، که در حواشی بعضی کتبش آورده، نقل می کند:
« علامه حلی در شبی از شبهای جمعه تنها به زیارت قبر مولایش ابی عبدالله الحسین علیه السلام می رفت. ایشان بر حیوانی سوار بود و تازیانه ای برای راندن آن به دست داشت. اتفاقاً در اثنای راه شخصی پیاده در لباس اعراب به او برخورد کرد و با ایشان همراه شد.
در بین راه شخص عرب مسأله ای را مطرح کرد. علامه حلی(ره) فهمید که این عرب، مردی است عالم و بااطلاع، بلکه کم مانند و بی نظیر؛ لذا بعضی از مشکلات خود را از ایشان سؤال کرد تا ببیند چه جوابی برای آنها دارد با کمال تعجب دید ایشان حلال مشکلات و معضلات و کلید معماها است.
باز مسائلی را که بر خود مشکل دیده بود، سؤال نمود و از شخص عرب جواب گرفت و خلاصه متوجه شد که این شخص علامه دهر است؛ زیرا تا به آن وقت کسی را مثل خود ندیده بود ولی خودش هم در آن مسائل متحیر بود. تا آن که در اثناء سؤالها، مسأله ای مطرح شد که آن شخص در آن مسأله به خلاف نظر علامه حلی فتوا داد. ایشان قبول نکرد و گفت: این فتوا برخلاف اصل و قاعده است و دلیل و روایتی را که مدرک آن باشد، نداریم.
آن جناب فرمود: دلیل این حکم که من گفتم، حدیثی است که شیخ طوسی در کتاب تهذیب نوشته است.
علامه گفت: چنین حدیثی در تهذیب نیست و من به یاد ندارم دیده باشم که شیخ طوسی یا غیر او نقل کرده باشند.
آن مرد فرمود: آن نسخه از کتاب تهذیب را که تو داری از ابتدایش فلان مقدار ورق بشمار در فلان صفحه و فلان سطر حدیث را پیدا می کنی.
علامه با خود گفت: شاید این شخص که در رکاب من می آید، مولای عزیزم حضرت بقیة الله روحی الفداه باشد؛ لذا برای این که واقعیت امر برایش معلوم شود در حالی که تازیانه از دستش افتاد، پرسید: آیا ملاقات با حضرت صاحب الزمان علیه السلام امکان دارد یا نه؟
آن جناب چون این سؤال را شنید، خم شد و تازیانه را برداشت و با دست باکفایت خود در دست علامه گذاشت و در جواب فرمود:
« چطور نمی توان دید و حال آن که الان دست او در دست تو می باشد؟ »
همین که علامه این کلام را شنید، بی اختیار خود را از روی حیوانی که بر آن سوار بود بر پاهای آن امام مهربان، انداخت تا پای مبارکشان را ببوسد که از کثرت شوق بیهوش شد.
وقتی بهوش آمد کسی را ندید و افسرده و ملول گشت. بعد از این واقعه وقتی به خانه خود رجوع نمود، کتاب تهذیب خود را ملاحظه کرد و حدیث را در همان جایی که آن بزرگوار فرموده بود، مشاهده کرد و در حاشیه کتاب تهذیب خود نوشت: این حدیثی است که مولای من صاحب الامر علیه السلام مرا به آن خبر دادند و حضرتش به من فرمودند: در فلان ورق و فلان صفحه و فلان سطر می باشد.
آقا سید محمد، صاحب مفاتیح الاصول فرمود: من همان کتاب را دیدم و در حاشیه آن کتاب به خط علامه، مضمون این جریان را مشاهده کردم. »
طبقه بندی: عمومی،
از بس شیرین بود و بر دلم نشست،دلم نیامد یك بار بخوانم و البته دلم نیامد تنها بخوانم:
بعد از هر شلوغى، خلوتی متناسب با آن خواهد بود و هر چه شلوغی بیشتر باشد، خلوتِ بعد از آن بزرگتر است. در آخرالزمان شلوغی خیلی زیاد است!!
تلاطمات و ناآرامیهایی که در روزگار ما در سراسر عالم بروز نموده است، حاوی بشارت بزرگی است. جهان از دردِ زایمان به خود میپیچد و به زودی فرزندی را بیرون خواهد داد.
قبل از بارش باران تندبادی برمیخیزد و گرد و غبار زیادی برپا میكند و همه خس و خاشاكها و آشغالها را از روی زمین جارو میكند. اما اگر كمی صبر كنیم باد آرام میگیرد و باران میبارد و سپس ابرها كنار میروند و هوا لطیف و افتابی میشود. آشوبها و نابسامانیهایی كه در روزگار ما در سراسر جهان پدیدار شده است نزدیك شدن هوای لطیف و آسمان صاف و آفتابی عصر ظهور را بشارت میدهد.
سواری که از دور میآید، پیش از آنکه خودش برسد و دیده شود، گرد و غبار زیر پای اسبش دیده میشود. گرد و غبار آشوبها و ناآرامیهای جهان در روزگار ما خبر از نزدیک شدن «فارس الحجاز» یعنی امام زمان(عجل الله فرجه) میدهد.
طبقه بندی: عمومی،
برچسب ها: ظهور،
كشور شما و ملت شما در یك پیچ خطرناك تاریخى در حال حركت است. سى سال است ما داریم این پیچ را طى میكنیم. به نقاط خطرناك، خطرخیز رسیدیم، از آن عبور كردیم؛ لكن تمام نشده.
این نقطهى حساس تاریخى فقط مربوط به تاریخ ایران نیست، مربوط به تاریخ امت اسلامى است. امت اسلامى كه قرنهاست دچار ركود است، مورد تحقیر است، دچار عقبماندگى از كاروان تمدن است، دچار برخى یا بسیارى حكام و زمامداران فاسد و دیكتاتور است، امروز نوبت این فرا رسیده است كه امت اسلامى خود را از زیر بار این همه مشكلات، این همه آلودگىها، این همه گرفتارىها خلاص كند.
ملت ایران قدم بزرگ اول را برداشته است. دنیا، دنیاى تعارض است، دنیاى جنگ است، دنیاى كشتىگیرىهاى مادى میان قدرتهاست؛ قدرتهائى كه نمیخواهند ملتهاى مستقل سر بلند كنند و احساس شخصیت و حضور بكنند، ساكت نمیمانند، بیكار نمیمانند؛ بخصوص كه میدانند امت اسلامى از یك استعداد درونىِ برخاستهى از احكام اسلامى برخوردار است؛ لذا صفكشى میكنند، كه دیدید صفكشى كردند. از اولِ انقلاب اسلامى، صفبندى میان جبههى مستبدان بینالمللى، زیادهخواهان بینالمللى و میان ملت بزرگ و شجاع ایران شروع شد. وانمود میكنند هدف، ایران است؛ اما هدف، اسلام است؛ هدف، امت اسلامى است. میدانند كه موتور این حركت عظیم، معنویت است، قرآن است، اسلام است؛ لذا با اسلام و قرآن معارضند. البته خطشكن ملت ایران است و ضربات را به خطشكن متوجه میكنند. اما این نیروى عظیم خطشكن، با گذشت بیش از سه دهه، نه فقط پاهاش سست نشد، نه فقط عزمش متزلزل نشد، نه فقط عقبنشینى نكرد، بلكه شتاب خود را بیشتر هم كرد.
طبقه بندی: دلنوشته، عمومی،
برچسب ها: پیچ خطرناك، بیانات رهبرمان،
تبلیغات
